قلم سپید

آرامش سورئال

بوی چوب خیس نوع صندل...بوی آرامش توی جنگل...صدای کوبش بارون به برگ...نور شب تاب و کانون و رنگ...یه جای دور تو قلب دریا...یه درخت رو صخره تو بین ابرا...یه جایی که فقط خدا بلده...یه جایی که دوری از این شهرا...از تمدن از تفکراز قلب مُرده از تمسخر...از وجود این طاعون...این چارچوبا و این قانون...از گناه و از ایمان از دو پهلو و از ایهام...از تمام ساخته بشر از زمانش تا دیوار...     

شهد شیرین شریان شعور...ترس  این شیب از شب های صعود...حرفای داغِ خورشید و سنگ...فهم پیچی که بام ساده بود...محیط کوچیکم از دنیای تو بزرگتره...اونورت دیگه اگه جایی باشه جای منه...زمینی پُر از ابر و آسمونی پُر گل...محبوب جیغ کلاغه جا صدای بلبل...قلبای باز لخت بی لباس...برکه ی خون پُر از پروانه هاست...عکس زمین توی رود توی مارس...جایی که خالی از صفر و یکاست...اونجا ارواح توی   باد...میان بیرون اَ تو خونه هامشغول غربال دونه هان...

امضا ، نقاش سورئال : صادق

۱۹ تیر ۹۷ ، ۱۸:۰۲ ۴
  • قلم به دست ۱

    کتابها...

    بعضی از کتاب‌ها پرحرف اند، ولی حرفی برای گفتن ندارند
    و بعضی ساکت و آرام اند ولی یک عالم حرفِ گفتنی در دل دارند...
    بعضی از کتاب‌ها برای ما قصه می‌گویند تا بخوابیم
    و بعضی قصه می‌گویند تا بیدار شویم...

    #بی-بال-پریدن قیصر امین پور
    ۱۵ تیر ۹۷ ، ۱۳:۱۲ ۱
  • قلم به دست ۲

    دوران جاهلی؟!

     دوران عقب ماندگی ملت ما از زمانی شروع شد که:
    جای اندیشیدن را تقلید
    جای تلاش را دعا
    جای فکر کردن به آرزو های بزرگ را غناعت
    و جای اراده برای رسیدن به هدف را قسمت گرفت

    امیر بزرگ "کبیر"
    ۱۳ تیر ۹۷ ، ۲۳:۵۵ ۳
  • قلم به دست ۱

    ایمان بیاورم؟!

    ایمان آوردن راحت تر از فکر کردن است

    از این رو تعداد مومنان بیشتر از متفکران است...

    برتراند راسل

    ۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۲:۰۲ ۱
  • قلم به دست ۱

    دید اشتباه

    مردم شهری که همه در آن میلنگند...

    به کسی که راست راه میرود میخندند...

    ۰۷ تیر ۹۷ ، ۱۱:۵۸ ۲
  • قلم به دست ۲

    بهرام

    ممکنه آرزوهات توی حباب بمونن

    تا وقتی که سنگ قبرتو با گلاب بشورن


    بهرام-خیابون

    ۰۴ تیر ۹۷ ، ۱۷:۴۹ ۰
  • قلم به دست ۱

    مومن کیست؟

    مومن کسی است که برای دور زدن خدا تا مکه هم که شده میرود!
    ۰۳ تیر ۹۷ ، ۱۶:۳۸ ۰
  • قلم به دست ۰

    زندگی انسان ها...

    زندگی ما انسان ها حکایت همان مرد یخ فروش است

    که از او پرسیدند: فروختی؟

    گفت: نفروختم ولی تمام شد

    ۰۳ تیر ۹۷ ، ۱۳:۲۸ ۱
  • قلم به دست ۰

    یه روز خوب میاد...

    یه روز خوب میاد...
    که ما همو نکشیم،به هم نگاه بد نکنیم...
    با هم دوست باشیم و دست بندازیم رو شونه های هم...
    ۰۳ تیر ۹۷ ، ۱۳:۲۳ ۰
  • قلم به دست ۰

    بهشت همین جا بود...

    بهشت همین جا بود
    ما اینجوریش کردیم
    با عشق ساختمون
    با پول میکنیم ترمیم؟

    رض

    ۳۰ خرداد ۹۷ ، ۱۸:۱۱ ۲
  • قلم به دست ۲